۱۳۹۹ آذر ۲۵, سه‌شنبه

دل نوشت دوران هراس از آدمکشی های جهانی ویروس کرونا دل نوشت 134 دسامبر 2020

 ایران ما کوچک شد از خیانت دشمنان 


هرمز نیک آئین 

2020/12/15

ایستگاه 561


تروریست های پژاک یک دخترنوجوان شهر سردشت راربودند وبه اقلیم کردی منتقل کردند آسرین محمدی هنگام فرار ازدست این گروهک تروریستی ازپشت مورد اصابت گلوله قرارگرفت وبه قتل رسید 

فاطمه خویشند بیمار است _ اورا آزاد ودرمان نمائید 

یکم _ کرونا 

دردوران مرگبار کرونا 

تنها گشته ایم من وتو بی ما 

دست های ما ازهم جدا 

مرگ  می لولد همه جا آرام وبی صدا 

شب _ روز وقت وبی وقت همه جا 

این قرعه مرگ سایه به سایه بدنبال ما 

راه فرار نیست همه جا بن بست 

برمی گردیم به نقطه نخست اما

جاده ها بسته پر سنگ و سنگلاخ 

در دوران مرگبار کرونا 

هیچ کس با هیچ کس نیست _همه تنها 


 دوم _ پرستار 

خسته _ عاشق اما...... بیدار 

پرستار _ روزها پرتشویش 

شب ها نگران وبیدار 

پرستار _ چشم دوخته به بیمار 

ازخانه وخانواده  به دور 

پیوسته اندوهگین وبی قرار 

بسرائیم برای پرستار 

دست تو دست نوازش نگاهت از دلدادگی سرشار 


سوم _ سنگ ته رودیم 

 صیقل خورده  زیبا  

برکف رود _ درکناره دریا 

دنیایی ازرنگ _ هزاران ماجرا 


چهارم 

آری به جنبش _ آری به اعتراض 

نه به خشونت _ نه به اغتشاش 

مشت گره کن _ فریاد بزن _ به چالش بخوان 

اما تخریب وخشونت و آتش  ..  نه 


پنجم 

این ملک مشترک 

این ملک مشترک کهنسال 

این ملک مشترک کهنسال هزاران سال 

این ملک مشترک هزاران سال ماندگار 

این ملک مشترک 

ایران باستانی ماست 

این ملک باستانی سرزمین تماشایی ماست 

با زبان شیرین پارسی 

این فرش چهل تکه رابافته ایم 

به رنگ های زیبا آراسته ایم 

این ملک مشترک _ زادگاه ومادر همه ماست 

فرقی ندارد در کدام نقطه اش بدنیا آمدیم 

سرتا سرآن زیباست 

پارسی تنها زبان مانیست 

زنجیر همبستگی ماست 

 به جهان فخر به فروشیم 

با این فرش چهل وچهار تکه زیبا 


ششم _ بهار است ودر موسم زایش 


بهار است ودرفصل زایش ورویش 

درقفس تنگ وتاریک زندان 

به اتهام فریاد زدن برسر دوران 

جوانی اش را به آتش کشیده اید

به جرم دفاع از بی صدایی انسان 

به بهاره درموسم شکوفندگی 

فرصت رویش وزایش وسبزینگی دهیم 

بهاره را قبل اررسیدن بهار آزاد کنید 



هفتم _ خشت برخشت 


با دست های تازه اش 

خشت برخشت می چیند برای نفس کشیدن

آموز گار او سختی روزگار

دست های پر تاول او چپاول گران بی مقدار 

خشت برخشت _ تاول کنارهم 

من شرم می کنم ازاو ای 

حاکمان تبهکار 

این دختر ایران میان خاکها چه می کند ؟


ای دماوند به یادت هستیم 
باده خوردیم وبه عشقت  مستیم


دماوند سربلندو بالنده و شایان 
جایی برای به بند کشیدن دیوان 



هرمز نیک آئین 

2020/12/15



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

قابل توجه ویاد اوری : هرگونه نظر شامل توهین _ تهمت _ ناسزا و کلمات رکیک وزننده حذف می گردد _ قوانین اخلاقی _ و رعایت اصول ادب دمکراتیک حکم می کند درکمال آرامش وبا استفاده از ادبیاتی متمدنانه درباره متن یاداشت بنویسید _ باسپاس از حسن توجه و همکاری شما _ ارشیا