۱۳۹۵ اسفند ۲۷, جمعه

ازجنازه درمانی مریم قجر تا علل مرگ مسعودرجوی وغسل هفتگی در قلعه اوور درفرانسه



ازجنازه درمانی مریم قجر تا علل مرگ مسعود رجوی ومراسم غسل هفتگی درقلعه اوور 

ایران دوستی ودین باوری ایرانی ها هرگز دارای منشا واحد نبوده _ نیست  ونخواهد بود_ تحمیل نوروز به مهاجمان تازی وتازی زدگان  بهترین مدعاست 




ارشیا ارشادی ودنیای کوچک بیوه زن خل وچل ودر آستانه مرگی به نام مریم قجر عضدانلو .
2017/03/18 ( واکنش _ 126 ) 



پیشنوشت _  مریم قجر بنظر من موجود حقیر و کوچک وترحم برانگیری است _ زنی نادان بی شعور وبی سواد که بعلت نا آگاهی درتور یک شیاد خائن وبی سواد وحراف ومخ آکبند به نام مسعود افتاده است _ مسعود معدوم درکنار رابطه جنسی ( درحد لاس زدن ) به  مغز خالی این زن هم تجاوز کرد وآنرا مال خود نمود وطی مدت دودهه هرچه کثافت وآشغال وزباله بود دراین سطل خالی ریخت و سرانجام سقط شد واین موجود احمق را با هزاران درد بی درمان تنها گذاشت _ حالا مریم مانده وکوهی از مشکلات شخصی و گروهی که برگرده ضعیف او سنگینی کرده ودر حال به زمین زدن اوهستند _ حالش خوش نیست _ یستری شده ودرنوبت مرگ ایستاده است 

  بعد از مرگ مسعود رجوی خائن دراوائل سال 2015 و چال کردن جسد متعفن او درعربستان واعلام رسمی آن توسط ترکی فیصل حال وروز مریم قجر بسیار بحرانی گردیده وسه نوع سرطان  وبیماری روانی نامبرده تشدید شده است _ درکنار این بیماری های مرگبار بیماری روانی این زن شیاد هم شدت گرفته است  _ این ماجرا واجرای غسل هفتگی وعملیات جاری توسط مریم درقلعه اوور  و نقش " مهدی سامع ( مواجب بگیر فرقه مریم قجر ) درلودادن محل اختفای " حمید اشرف " موضوعاتی هستند که دراین نوشته مورد بررسی قرار می گیرند .

ایستگاه یکم _  ماجرای شدت گرفتن بیماری های مریم قجر و زنجیر کردن او درقلعه اوور 

همانگونه که قبلا آگاهی رسانی نمودم مریم قجر چند سالی است که به سه نوع سرطان رحم _ حنجره و سینه مبتلاست _  درسال 2014 سینه هایش  را برداشتند و صاف صاف است و درسال 2013 هم رحم اورا که عفونی شده بود در آوردند و بخاطرجیغ ودادهایی که طی 8 سال اخیر زده  به سرطان حنجره مبتلا شده واگر دقت کنید دیگر نمی تواتند بلند جیغ بکشد وتقاضای "  کلاه آبی " بنماید _ درشش ماهه  اخیر بیماری روانی نامبرده نیز بسیار شدت گرفته و بهمین دلیل پزشکان به او توصیه کرده اند " مجسمه درمانی " را متوقف و " جسد درمانی " راشروع نماید .
نگارنده 8 ماه پیش درمورد " مجسمه درمانی " او بعلت ابتلا به بیماری های روانی توضیح دادم 
 مجسمه درمانی مریم قجررا اینجا بخوانید |>....ماجرای مجسمه درمانی مریم قجر تروریست

جسد درمانی مریم قجر
 جسد درمانی برای مریم قجر توصیه جدید پزشکان است و بهمین دلیل نامبرده دست کم دوساعت درروز دراتاقی تنها می نشیند وبا عکس های مسعود رجوی معدوم صحبت می نماید _ باهم به سخنان نامبرده دریکی ازاین جلسات درمانی توجه کنیم

مریم قجر درحالیکه عکس مسعود معدوم را دردست گرفته می گوید : ای مردک شیاد خا ئن بزدل ترسو خاک بر گورت رفتی ومن  را بااین همه مشکلات رنگارنگ تنها گداشتی ؟  ...ا شیدم به قبرت 
آحه پف یوز اونوقت که لول  لول سناتوری می زدی ومی رفتی روی سن دری وری می گفتی بهت گفتم  کم تر بکش  وتو بمن گفتی اگر من این تریاک را نکشم نمی توانم چند ساعت سرپا بایستم وبرای این گوسفندها داستان تعریف کنم و روتخته خط های کج وکوله نمودارسرنگونی  ترسیم کنم

ای مسعود گوربه گورشده  تو رفتی ومن رابا یک مشت گوسپند کولونی شده تنها گذاشتی _ حالا من چکنم ؟ 
زنان ومردان نیمه انقلاب کرده حالا همه در آلبانی همنجسگرا وبیمار جنسی شده اند و من بیچاره موندم چه بکنم ؟
درب را رویشان قفل کنم نمی شود زن ومرد می افتند روی هم _ آزادشان بگذارم می روند مردها  درخیابان به بچه های آلبانیایی ور می روند وزنها هم خودشونو می مالند به مردهای اینجا ودائم درفروشگاه ها دنبال خیاروکدو وبادوجمون می گردند ومی خرند  ومخفیانه می برند تو خوابگاهشون وباهم .وتنها ........ خلاصه بند جیم همشون عین دکل فانوس دریایی زده بیرون 

ای مسعود بی بته وخاصیت ازکجاش برایت بگم ؟ بعداز  تو این ابریشم بی غیرت بمن میگه باید برای تحقق سرنگونی  ترکی فیصل رابیاری مقیم اور کنی وباهاش مرتب انقلاب ایدئولوژیک انجام بدهی _  میگم  آخویدال واستیونسون وغزالی برای اینکار  کافی اند می گوید  نه  مگه مسعود که  سند  346 زن اشرفی رابه نام خودش زد کاری باهاشون کرد ؟ خوب توهم همینطور اینها بخار ندارند و وهمگی افسرده وبی خطر  هستند مثل خودمن ومحدثین وبقیه 

 آهای مسعود چی بگم وازکجاش بگم ؟ 
این فیل آبی وسامع و زنش  زینت و هزارخانی و گنجه ای مرتب تقاضای اضافه حقوق وحق السکوت می کنند 
فیل آبی شنیدم یک جایی گفته باید به من  ماهیانه حق مدال حلبی  اهدایی را بدهید وگرنه شکایت می کنم وپس می گیرم 

این زینت بند انداز زن سامع  تقاضا کرده برایش سلمونی بازکنیم و گنجه ای هم برایم یک مسجد بسازید تامن روضه خونی کنم چون دادره کم کم همه اش یادم می رود 
 مسعود آ ی مسعود کثافت : آخه من بااین توله اشرف و موسی یعنی مصطفی چه کنم ؟ پاشو کرده توی یک کفش که من باید آزمایش DNA   بدهم تا مشخص شود پدر ومادر واقعی من چه کسانی هستند _ البته ما زندانی اش کردیم وشب وروز مراقبیم ولی اینجا اشرف ولیبرتی نیست  وممکنه فرار کند ویا درگفتگو با کمیساریا همه چیز را خراب نماید 
 مسعود _ ای مسعود بی همه کس رفتی ومنو بااین همه بدبختی تنها گذاشتی 
این جابرزاده هم بسکه اعلامیه های قلابی مقاومت نوشت دیوانه شد و بند کرده بود که یک پنجم زن های مسعود سهم من است _زود باش بده الان می خواهم وهی دیوانه بازی درمیاورد که من تصمیم گرفتم " مبتلا به سرطان وسقط شود چون ممکن بود فرار کند _ بدترازهمه اینها سفر مسئولان البانی به ایران است _ این رادیگه کجای دلم جابدهم _ بدبخت شدم _ می ترسم _ همین روزاست که سروکله خانواده ها  در آلبانی پیداشود انوقت چیکار کنم چه خاکی برسر کچلم بریزم ؟

مسعود آی مسعود لجن _ خود من درحال مرگ هستم _ سرطان همه جامو گرفته _ ازدست این صدتا زن مخ آکبند دور وبرم چیکارکنم ؟ هرشب باهاشون عملیات جاری کار می کنم ویک روزدرمیان هم غسل هفتگی  ولی بیااین همه تا سرمنو دور می بینند باهم جفت می شوندوخلوت می کنند _ بد وضعی شده همین خواهر شهرزاد پیش مرگ من همین دیروز یک موز کش رفت وقایم کر که ببره بیرون تو رختخوابش ولی چون من موز هارا شمرده بودم فهمیدم واز جیبش درآوردم .

آی مسعود گور بگور سقط شده کثافت 
من دیگه خسته شدم _ گاهی تصمیم می گیرم مرگ موشی سیانوری چیزی بخورم و ازدست این جانورهای بی مغزوشعوربدترازخودم  که دووبرم ریخته راحت شوم ..

ایستگاه دوم _ علل بیماری ها و مرگ مسعود رجوی فاش شد 

 آخرین گزارش های رسیده ازداخل قلعه اوور درفرانسه نشان می دهند که مسعود رجوی به علت ابتلا به بیماری هپاتیت A ( ایدز ) درگذشته است _ بدنبال این خبر نگارنده پژوهش های گسترده ای را دراین مورد انجام دادم تا ضمن کندوکاو درگذشته این بیمار دریابم  که وضعیت جسمی وجنسی او درگذشته چگونه بوده است ؟ 

یکم _ وضعیت مسعود رجوی درزندان ( 50 / 57 )
  بنا برپژوهش ها از چندتن از کسانی که درسال 1350 بااین شیاد معدوم درزندان بوده اند _ مسعود رجوی همجنسگرا بوده وبا تعدادی از ماموران ساواک آمیزش جنسی داشته است واین خود یکی  از دلائل همکاری تنگاتنگ سازمان امنیت باوی بوده است _ پس ازآزادی اززندان درسال 57 نیز هیچ مدرگ وسندی از نزدیکی _ دوستی وازدواج نامبرده موجود نیست مگر ارتباط  تشگیلاتی این شیاد با بیوه  زن تروریست مخ آکبند ی بنام  اشرف ربیعی _ رجوی در مرداد 60 زبونانه  ازایران گریخت وهمسر سازمانی خود را هم تحویل موسی خیابانی داد _ درحقیقت کودک نوزادی  که درخانه تیمی ومقر اصلی فرقه رجوی نجات داده شد وبعدها مصطفی  ویا محمد نام گرفت محصول مشترک خانه تیمی وارتباط جنسی خیابانی با اشرف ربیعی بوده است _ مسعود رجوی معدوم اصولا قدرت مردی نداشت واز ضعف جنسی برخوردار بود وبهمین دلیل  نسبت به مردان متاعل اطراف خود نظر خوبی نداشت وحسادت می ورزید _ ارتباط مریم قجر با مسعود درفرانسه هم درحد دست دست مالی ولاس خشکه بوده است _ مسعود رجوی برای سرپوش گذاشتن براین عقده های جنسی خود درفاز نخست  دستور داد همه مردن متاهل زن های خودرا طلاق دهند و بخاطر همین عقده های جنسی خود تصمیم گرفت باکمک مریم قجر صدها زن فریب خودرد وبیوه شده را رسما به عقد خود دز آورد ونام این حرمسراسازی راهنم گذاشت انقلاب ایدئولئژیک " 
مریم قجر که از عنن و بیماری جنسی مسعود رجوی کاملا باخبر وخاطر جمع بود  و می دانست که مسعود از جهت جنسی کاملا بی خطر است نه تنها بااین حرمسراسازی موافق بود بلکه خود نقش دلال محبت وواسطه درطرح حرمسراسازی بعهده گرفت  هم در مراسم تشویق وترعیب وعقد زنان شرکت داشت وهم نوبت خواب بنویس زنان جهت شب های عیاشی مسعود بود _ مسعود معدوم درنظر داشت سندهمه  750 زن اسیر درقلعه اشرف  رابنام خود کند که البته حمله امریکا به عراق این طرح نیمه کاره ماند وتنها 367  زن بیوه توسط مریم قجر دلال محبت  به عقد مسعود بی بخار در آمدند.

 ماجرای اعتراض وزندانی شدن مصطفی خیابانی فرزند اشرف وموسی  درآلبانی 

 در عملیات نابودی پایگاه فرقه تروریستی رجوی در زعفرانیه ( 19بهمن 60 ) نوزادی 5 ماهه  نجات داده شد تحویل خانوا ده رجوی گردید نام مصطفی براونهادند  _این کودک در خردسالی از ایران قاچاق وبه قلعه مخوف اشرف فرستاده شد _ مسعود رجوی معدوم که خوب می دانست این کودک متعلق به اونیست نام اورا به محمد تغییر داد مضطفی   که از سه سالگی دریک اردوگاه تروریستی بزرگ شده بود درنوجوانی علیه مسعود رجوی وتشکیلات او شورید و ودرخواست کرد تا به او اجازه خروج ازعراق و بازگشت به ایران بدهند  _

این نوجوان که بهمین دلیل مورد غضب مسعود معدوم قرارگرفته بود ازهمان نوجوانی عنصری نامطلوب درتشکیلات شناخته شد و شدیدا تحت نظر قرارگرفت وبه نوعی زندانی شد _ مضطفی بارها تلاش کرد از قلعه اشرف فرار کند ودرسال 2003 حتی یک نثشه فرارهم ترسیم واجراکرد که موفق به اجرای تصمیم خود نگردید _ مصطفی طی آن سالها درمقر پارسیان ومقر 49 دراشرف تحت مراقبت شدید قرارداشت_
مسعود رجوی معدوم که قصد کشتن این فرزند خیابانی را داشت درهنگام سرشماری امریکایی ها نام ومشخصات محمد رضایی رابرای اوانتخاب وبه امریکایی ها معرفی کرد تا هرزمان که این جوان گستاخی وقصد فرار کرد اورا بکشند 
بهرصورت مصطفی بطور قاچاق وبانام جعلی ازاشرف به لیبرتی وار آنجا به آلبانی قاچاق گردیده است وهم اکنون دریک آپارتمان مخفی در آن کشور زندانی است _ درخواست مصطقی آزمایش DNA جهت مشخص شدن پدر ومادر اضلی اش یعنی موسی واشرف می باشد _ سازمان های مدافع حقوق بشر _ دولت آلبانی وکمیساریا باید کوشش کنند تا این جوان توسط دستگاه آدمکش فرقه رجوی به قتل نرسیده  اورا اززندان نجات دهند .

ایستگاه سوم _ برگزاری غسل هفتگی وعملیات جاری توسط مریم قجر در قلعه اوور

خبرهای رسیده از داخل قلعه اوور نشان می دهند که کلفت های مریم قجردرنهان وآشکار ودر معاشرت های خصوصی باهم دچار تظاد شدید شده و به نوعی سربه نافرمانی های کم وبیش زده اند _ خواسته آنها این است که بعد از مرگ مسعود رجوی  تکلیف آنهاباید روشن شود ودستور ممنوعیت ازدواج مسعود معدوم لغو وازدواج های تشکیلاتی دوباره آزاد شود_ مریم قجر که مخالف این درخواست ها ست دستور داده رحم وتخمدان وسینه گروهی ازاینها جراحی و بریده شود _  دستور  دوختن رحم این زنان توسط توسط  نفیسه بادامچی ازدیگر اقدامات مریم قجر بوده است _ بااین همه  چون  اجرای  اینگونه اقدامات برای حدود 700 زن  ممکن است  در آلبانی قابل پیاده کردن  نباشد بهمین دلیل مریم قجر تعدادی از کلفت ها ی نزدیک به خودرا بطور دائم   تخت تعلیم عنملیات جاری وغسل هفتگی فرار داده تا این زنان را برای سرکوب تشکیلاتی به آلبانی بفرستد این زنان بیوه حرمسرا عبارتند از >>>> زهرا مریخی _ شهرزاد صدر _  مهوش سپهری _ رقیه ( سروناز ) چیت ساز _ کبری رحیمی _ مریم اکبرزادگان _دولت نوروزی _ زهره شفایی _ صونا صمصامی 

نمونه ای از برگزاری کلاس توجیهی و  غسل هفتگی مریم قجر درقلعه اورر 
در اتاق عملیات یک میز و 12 صندلی ویک مبل چیده شده است وتخته ای هم بردیوار نصب می باشد _ زنان بالا دور میز نشسته اند ومریم قجر در حالیکه  یک چوب تعلیمی دردست دارد وارد می شود _ کلفت ها وخدمتکارها ازجا برمی خیزند وباهم یکصدا می گویند : سلام خواهرچراغ موشی  تابان خوش آمدی
 مریم قجر :  بتمرگید عجوزه  های ان دماغ خشک شده ....... کلفت ها به آرامی می نشینند 
مریم قجر : عجوزه های کثافت می دانید برای چه دراینجا جمع شده ایم ؟  توبگو کبری 
کبری : برای کلاس توجیهی وغسل هفتگی وعلمیلت جاری 
مریم قجر : بتمرگ _ این جلسات خیلی خیلی مهم هستند _ اوضاع درلیبرتی خیلی خرتوخر شده _ تاکنون 232 نفر تقاضای جدایی کرده  و23 نفر فرار نموده اند _ 17 برادر  به جرم دزدی ودست مالی به مردم آلبانی دستگیر ودرزندان هستند_ 13 خواهر به جرم دزدیدن خیار وبادمجون وموز کدو دستگیر ودرحال محاکمه هستند واین می دانید یعنی چه ؟ سوراخ سوراخ شدن انقلاب ایدئولوژیک _  معلوم  نیست حواس این کثافت  ها سراین همه   درس انقلاب  کجا بوده که  بند جیم و ف و قافشان مثل برج ایفل اینهمه زده بیرون _ کارشما خیلی سخت است وباید بروید آلبانی برای همه برنامه عملیات جاری وعسل هفتگی اجرا کنید _ فهمیدید گوسپندان کولونی شده اشرفی ؟
خوب حالا علمیات غسل  هفتگی را شروع می کنیم  _  خواهر سروناز چیت ساز ازتوشروع می کتم بلند شد فاکت هایت رابخوان 
رقیه ( سروناز ) چیت ساز :  من فقط توانستم سه فکت بنویسم خواهر _ فاکت اول _ من هنگامی که در ملاقات با نمایندگان دولت آلبانی میکروفون بدست گرفته بودم  از اون خوشم اومد وپایم لغزید و دچار بند جیم شدم وبهمین خاطر عذرخواهی می کنم _ فکت دوم _  دیروز وقتی من  یک موز را پوست کندم خواستم بخورم از لیزی وسرکج موز یک لحظه دچار بند جیم شدم   وبعد برای تنبیه خودم فوری موز را چپوندم تو دهانم و نفهمیدم چطوری خوردمش _ فاکت سوم _ پریروز وقتی داشتم با اب پاش گلدون اتاق شما را آب بدهم چشمم به لوله اش افتاد و بازهم دچار بند جیم شدم 

مریم قجر : بسه دیگه حقه شو بتمرگ _ وقتی توکه از زنان قدیمی انقلاب کرده وحرمسرا باشی چنین پشت سرهم دچار بند ممنوعه شوی وخط قرمز را رد کنی من دیگه ازبقیه چه انتظاری باید داشته باشم _ خواهرها آماده تنبیه انقلابی این خواهر باشند_ یک ... دو  سه .....
دراین موقع بقیه ریختند سر چیت ساز وموهایش را کشیدند وگار ش گرفتند وهرکدام با گفتن  ناسزاهایی چون کثافت _ آشغال _ ان  دماغ  _ لاشی _ پتیاره وو اورا تنبیه کردند 
مریم قجر : بسه دیگه ولش کنید گه خورد وسپس به سروناز گفت امشب باید  دو کتابچه 100 برگی درباره انقلاب بنویسی 
وسپس روبه زهرا مریخی کرد وگفت :  تومادر زری فاکت هایت را بخوان 
زهرا مریخی :  من 4 تا فکت نوشتم  سه تا جیم و یکی بند ف  _ اول _ وقتی برای سرکشی به آشپزخانه رفتم ودیدم برادرها دارند کدو پوست می کنند یک لحظه بادیدن کدوها دچار  بند جیم شدم _  فکت 2 _ وقتی توفیلم یک دختر کوچولو را دیدم یک احظه فکرکردم کاش منهم یک بچه داشتم و دچار بند ف شدم _ + فکت 3 _ دیروز وقتی لوله جارو برقی را دستم گرفتم خوشم اومد ویک لحظه دچار بنئد جیم شدم _ فکت 4 _ همین نیم ساعت پیش وقتی دستگیره در را گرفتم تا درب راباز کنم احساس خوبی کردم و  باز متاسفانه دچار بند جیم شدم _ من معذرت می خواهم منو ببخشید 
مریم قجر : خاک برسرمن وشما پیرزن  کودن های حشری _ خجالت یکشید پای همه تان لب گور است بازهم مرتب دچار بند جیم می شوید ؟   خواهر ها با یک دوسه من از  این زهرا خل وچل پذیرایی کنید 
بلافاصیه هممه ریختند سر زهرا  به او فحش دادند وبه صورت او تف کردند 

مریم قجر : بسه دیگر ولش کنید عجوزه را _ زهرا تو تا فردا باید دوتا دفتر 100 برگی از روی بندهای انقلاب بنویسی _ حالا تو مریم اکبرزادگان فکت هایت را بخوان 
مریم اکبرزادگان :  من 4 فکت نوشتم _ اول _ دیروز وقتی دیدم یک برادر با اونجایش ور می رود یکباره لغزیدم ودچار بند جیم شدم _ فکت 2 _ دیروز وقتی داشتم کباب شمارا باد می زدم یک لحظه روی سیخ ها  متمرکز شدم ودچار بند جیم گشتم 
فکت 3 _ وقتی داشتم فیلم تظاهرات درپاریس را می دیدم برای یک لحظه روی باتوم آجان ها متمرکز ودچار بند جیم گزدیدم _ فکت 4 _ دیروزکه داشتم محوطه را نظافت می کردم دوتا کبوتر را دیدم مشخول جفت گیری هستند و بازهم دچار بند جیم شدم و بهمین خاطر عذر خواهی می کنم .
مریم قجر : ای تف به تو عجوزه _ منکه دیگه نمی توانم باطوم آجان هاراهم سانسور کنم _ شما آشغال ها ازدیدن هرچه صاف وبرجسته است دچار بند جیم می شوید_ توباید تا فرداد دوتا دفتر 100 برگ ازسخنان مسعود بنویسی _ من نمی فهمم _  تف به گورت مسعود پس به این پیر زن ها چی یادادی ؟ خواهر ها سزای مریم چیه ؟ 
درهمین موقع همه ریختند سرمریم به او تف کردند وناسزاهای زیادی نثارش نمودند .

مریم قجر : شهرزاد صدر پیشمرگ من حالا تو بلند شد فکت هایت را بخوان ببینم 

شهرزاد صدر : من 4 تا فکت دارم _ اول _ دیروز وقتی برادرها داشتند باغچه ها رابیل می زدند من برای یک لحظه روی دسته بیل متمرکز شدم ودچار بند جیم گشتم _ فکت دو _ دیشب وقتی داشتم برای شما خیار پوست می کندم یک لحظه از خیار خوشم آمد ودچار بند جیم شدم _ فکت 3 _ دروز وقتی رفتم دوش بگیرم یک لحظه از لوله آب خوشم آمد ودچار بند جیم شدم 
قکت 4 _ دیروز دقتی داشتم لباس های شمارا اطو می کردم از کشیدن اطو روی لباس خوشم آمد وبار دچار بند جیم شدم 
مریم قجر : تودیگه چرا خواهر سبیلو ؟ توکه شب وروز بر دلم منی ومن با تو انقلاب ایدئولوژیک می کنم _ شرم نمی کنی همچنان تو بند جیم گرفتاری ؟ توهم باید سه تا دفترچه 100 برگ از نشست دیگ بنویسی تا فردا بیاری من ببینم _ خواهرها سزای شهرزاد چیه ؟ ........ دراین موقع همه ریختند سرشهرزاد وبه او تف کردند و سبیل هایش را کشیدند وفحش های رکیک دادند 

و عملیات غسل هفتگی تا آخرین نفربا  کلفت ها وخدمتکاران مریم قجر تا نزدیکی های صبح ادامه یافت .........
ایستگاه آخر _ چگونه مهدی سامع محل اختفای حمید اشرف رابه ساواک نشان داد
 ویدا حاجبی  ازبقایای تروریست های زمان شاه که اخیرا فوت نمود درکتاب " یادها " درمورد چگونگی لورفتن محل اختفای حمید اشرف تروریست درسال 1355 از شخصی به نام " رحیم س " به نام جاسوس وخبرچین ساواک  نام می برد که درزمره هواداران گروه خشونت طلب موسوم به فدایی درزمان رژیم پهلوی نام بوده  که این شخص بنا برتحقیقات نگارنده همان " مهدی سامع " حقوق بگیر مریم قجر تروریست است _ مهدی سامع وزنش زینت میرهاشمی پس از دستگیری درسال 1355  یه اتهام هوادارن فعال  چریک ها  محل تردد وزندگی حمید اشرف را به ساواک لوداده اند .


ارشیا ارشادی _ نویسنده وپژوهشگر و تلاشگر مستقل حقوق بشر وزنان 
2017/03/18 

از نقد ونقد پذیری تا قضاوت _ ازحریم خصوصی تا همگانی و گلوبالیسم وشلوارهای پاره

تلاشگران محیط زیست را آزاد کنید   دشمن درجای دیگری درکمین است آدرس غلط ندهید  &&&&&&&&&am...