۱۳۹۶ تیر ۲۶, دوشنبه

خاطرات جانان خرم درباره مرضیه ازجدایی ازفرقه رجوی تاتقاضای تدفین درایران ( بخش دوم )


این نوشته دوقسمتی را تقدیم می کنم به خانواده الهه نازنین 
خاطرات جانان خرم از اسارت مرضیه درچنگال تشکیلات فرقه رجوی_ بخش دوم  ( 2003/2010 )

ارشیا ارشادی وخواننده بزرگی که قدر هنر وهنرمندی خود را ندانست و در خلوت واسارت خود ازمیان مارفت ( واکنش _ 149)

2017/07/16
هیچ کس نمی تواند به هیچ بهانه وقانونی سدراه موسیقی وصدای  نیمی ازجمعیت ایران باشد
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&



پیش نوشت 
سخن ازیک هنرمند بزرگ وشایسته است اشرف السادات مرتضایی ( مرضیه ) متولد 1303 که درسال 1389 با تشدید بیماری سرطان دربیمارستانی درپاریس جان داد 
مرگ هنرمندان برای دوستداران هنر بسیار سخت است آنهم وقتی یک هنرمند دراسارت وفراموشی وبا محرومیت ازدیدار وحتی گفتگو با تنها فرزند خود محروم باشد 
هنرمندان  را باید قدرشناخت بی شک شایسته بود که ایرانی ها با برپایی یک مراسم بزرگداشت از 60 سال سابقه هنری مرضیه قدردانی می کردند ولی این مهم انجام نشد _ چرا ؟ برای پاسخ بدین سئوال بایدزندگی سخت ودشوار مرضیه را ازتاریخ فرار مشقت باروسخت ازعراق ( 2003 ) تا آخرین روزهای زندگی اورا مورد بررسی قرارداد 
درنوشتار پیش به 15 مورد مهم درزندگی مرضیه اشاره کرده وتا روزان  سیاه /تاریک زندگی او در قلعه اشرف را بررسی نمودم _ دراین نوشتار به دیگر مو ارد خواهم پرداخت _ نگارنده بعنوان یک دوستداروشنونده چند دهه صدای ماندگار این هنرمند تلاش کرده ومی کنم که بر نکات تاریک زندگی سالهای پایانی وجود او نوری هرچند کوچک بتابانم گرچه معتقدم  بیشتر از بنده تنها فرزند ایشان محمود ملک احمدی وجانان خرم وظیفه ومسئولیت مهم تری دراین باره  بعهده دارند 
پیام من به این دو وابسته مرضیه این است : نترسید ولب به سخن بگشائید _ فرقه صاحب مرده رجوی گرگ پیر وبی دندانی است که  رمقی ندارد که حتی زوزه خفیفی بکشد .

هفتم _ فرار سخت ودشوار مرضیه ازعراق وجدایی ازفرقه درفرانسه

گرچه از اوائل سال 2003 تقریبا مشخص شده بود که امریکا وانگلیس به دلائل واهی ودروغ وجود سلاح اتمی درعراق مشغول دسیسه علیه مردم این کشور هستند ولیکن سرکرده فرقه رجوی همچنان درجمع اسیران ادعا می کرد که به عراق حمله نخواهد شد  واگر چنین شود عراق باطلاق متجاوزین خواهد گردید !
مسعود رجوی معدوم در حالیکه درجمع اسیران  چنین ادعا می کرد ولیکن درپشت صحنه مشغول دوکار بود 
یکم _  طراحی نقشه خودزنی وکشتن اسیران درتهاجم به خاک ایران  ( فروغ 2 )
رجوی معدوم برخلاف ادعاهای ظاهری  چهار  نکته مهم را درنظر داشت _ 
اول اینکه _  درصورت حمله امریکا رژیم صدام سقوط خواهد کرد 
دوم اینکه _ امریکایی ها پرونده قطوری از سابقه این گروه تروریستی   ازجمله کشتن سه نظامی امریکایی درزمان حکومت پهلوی دربایگانی خود دارند _
_
سوم اینکه _ امریکایی ها  ها فرقه رجوی رابعنوان بخش ازارتش صدام  ( مزدور )  به شمار می آورند 
ویهمین دلیل تصمیم گرفت نخست اسیران مزدور را روی مین بفرستد ( به مرز ایران گسیل دارد )
ودرهمین راستا   وقتی امریکا وارد عراق شد وشروع به پیشروی کردند  درجمع افراد خود گفت : باتمام قوا به ایران حمله می کنید!
نیروهای مزدور صدام به سوی مرزایران گسیل گردیدند _ رجوی به آنها گفته بود : حتی درصورتی که مورد حمله امریکا قرارگرفتید حق شلیک یک گلوله را ندارید 

چهارم اینکه _  رجوی خوب می دانست که کردها وشیعیان که درسال 1991 توسط این گروه درعملیات مروارید سرکوب شده و مورد تهاجم قرارگرفته اند بعد ازسقوط صدام به سراغ آنها خواهند آمد 
ازسویی دیگر پس از فرستادن مزدوران به قتلگاه خود با نزدیکانش خلوت کرد تا راهی برای تسلیم ونزدیکی به امریکا پیدا کنند 
مزدوان رجوی در نیمه های راه مرز توسط نیروهای امریکایی هدف گزاری گردیده وبه سوی آنها آتش هشدار گشوده شد وهمه این نیروها از حرکت بازایستاده _  زمین گیر و درزیر خودروها  و تانک ها وشکاف کوه ها مخفی شدند و ازسویی دیگر قلعه اشرف نیز اززمین  وهوا تحت محاصره امریکایی ها در آمد و آنها به سوی این قلعه آتش گشودند 
دراینجا بود که رجوی معدوم دستور داد پرچم سپید برساختمان های قلعه اشرف برافرازند وشاخک های خود در برون مرز راجهت گفتگوی التماس آمیز با امریکا به حرکت در آورد 


ازمیان ده ها هزار ایرانی دوستدار هنر ومرضیه وازمیان صدها هنر مند واساتید هنری ایرانی وشخصیت های معروف تنها 2 نفر درمراسم تدفین مرضیه شرکت کردند هادی خرسندی هوادار فرقه رجوی ورضا دقتی عکاس 
تنفرعمومی از فرقه تروریستی رجوی وروی گرداندن مردم از اشتباه غیرقابل جبران مرضیه علت این عدم واکنش بود 
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

با بالابردن دست وتسلیم شدن سران فرقه دراشرف گفتگوی غیر رسمی بین نیروهای امریکایی و سران فرقه ( ربابه مشهدی آقا ) آغاز شد و آنها به امریکایی ها گفتند : ما با  تسلیم وخلع سلاح موافقیم به شرطی که به ما شلیک نکنیدوازما محافظت کنید 
افسر مسئول محاصره درجواب گفت باید با مرکز صحبت کند وفرمان بگیرد و24 ساعت وقت خواست وسپس دستور توقف حمله راداد_ فرمان ازمرکز امریکا چنین بود _ چون اینها مزدور خارجی به حساب می آیند لذ ا باید همه دریک جا جمع شوند ( اشرف ) تسلیم وخلع سلاح گردند تا ازحمله درامان بمانند وچنین شد که مسعود رجوی به تمامی نیروهای زمین گیر شده خارج ازکمپ دستور داد بر خودروهای نظامی خود پرچم سپید برافراشته وبه اشرف بازگردند 
بنا برخاطرات کسانی که در بین آنها بودند مزدوران ازپیراهن وشلوار گرفته تا شورت وعرق گیرخودرا در آورده وبعنوان پرچم تسلیم برافراشتند _ 
وحشت سران فرقه رجوی ودرخواست التماس آمیز حفاظت امریکایی تنها وتنها بخاطر واکنش احتمالی وخشونت آمیز مردم عراق نسبت به این مزدوران صدام بود 
نکته بسیارمهم دراین ماجرا این بود که غیرازاشرف که درمحاصره نیروهای امریکا قرارگرفته بود شش پایگاه دیگر این مزدوران ازجمله کاخ پارسیان درهمان روزهای اولیه حمله به تصرف مردم عراق در آمده وساکنین آنجا به اشرف فرارکرده بودند _ وچنین شد که  رجوی پس ازتسلیم  تمامی سلاح های خودرا تحویل امریکایی ها داد 
 آخرین نکته اینکه امریکایی ها با کمک خود مزدوران این سلاح هارا به پایگاه گریزلی ( نزدیک اشرف ) منتقل کرده وبه اعضای فرقه دستور دادند همه سلاح ها راخود منهدم کنند !
دوم _ طراحی نقشه فرارخود ومریم درصورت نهاجم از کشور عراق 
مسعود رجوی معدوم همچنین ازامریکای ها درخواست کرد موجبات فرار مریم قجر ازعراق را مهیا نمایند
این مقدمه مارا به اینجا می رساند که مرضیه 79 ساله دراین روزها بهمراه مریم قجر در مقر49 دراشرف مخفی شده بود 
مرضیه سالخورده بسیار ترسیده بود ودائم از مریم قجر خواهش می کرد که فکری به حال خروج او ازعراق بنماید 
مریم قجر هم به مرضیه بارها قول داد که اورا به همراه خود ازعراق خارج خواهد کرد
درهمین روزهای سخت ودشوار مرضیه شاهد غیب شدن یکباره مریم قجر گردید وبر ترس ونگرانی های او افزوده شد
مرضیه نمی دانست چه کند _ تداوم غیبت مریم قجر به معنای فراراو بدون مرضیه کهنسال بود
ودرهمین راستا امریکایی ها مریم قجر را به کشور اردن منتقل کردند تا او ازعراق بگریزد

کیری رحیمی سربازجو واززندان بانهای مرضیه دردوران اسارت 
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
مرضیه که کم کم ازعلت غیبت مریم قجر وفراراو آگاه شد دراین دوران سخت بیمناک یود و مرتب گریه می کرد 
بهرصورت حدود سه هفته بعد ازفر از مریم قجرمرضیه به همراه  یک گروه 7 نفره ازنوازندگان موزیک  با دوخودرو ی شحصی ازاشرف خارج شده وعازم مرز اردن گردیدند _ در آن شرایط بهم ریختگی  عراق این کار خطرات بسیاری با خود داشت
مرضیه از سرگردانی درمرز اردن تا دستگیری درسوریه 

مرضیه درموردفرارخود ازعراق تارسیدن به فرانسه درکنار دروغ گفتن مسیر راهم اشتباه تعریف کرده است 
 آیا به او اطلاعات غلط منتقل کرده اند ویا دچار فراموشی شده است ؟
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
پس ازرسیدن به مرز اردن نظامیان مرزی مجوز ورود به خاک آنکشور را  این گروه نمی دهند  وبهمین دلیل سرگردانی آنها درمرز حدود 17 شبانه روز  به طول کشید _این گروه پس  ازعدم موفقیت درورود بخاک  اردن  عازم مرز سوریه می شوند  وسه روز نیز درمرز آنکشور  سرگردان بودند تا موفق می شوند  وارد خاک سوریه می گردند  درسوریه آنها به سفارت فرانسه مراجعه کرده تا مجوز ورود به فرانسه را دریافت کنند   _ دولت سوریه این گروه را دستگیر وتحت بازجویی قرار می دهد و پس ازشناسایی مشخصات آنها را به ایران منتقل می کند _ دولت ایران پس ازشناسایی افراد این گروه تمایلی به تحویل گرفتن  آنها نشان نمی دهد _   ازسویی دیگر دولت فرانسه از دولت سوریه تقاضا می کند که اجازه خروج آنها را صادر نماید وسرانجام پس ازگذشته یک هفته سوری ها مجوز خارج شدن  این گروه راصادر می کنند 
 _ فرار مرضیه 79 ساله از عراق به فرانسه بیش ازیکماه بطول می انجامد !
 _  تصور حال یک زن کهنسال وحشت زده وسرگردان با خودروازعراق تا سوریه طی این مدت و  دراین شرایط سخت بین مرگ وزندگی بسیار دشوار است و این سختی ها مرضیه را مصمم می کند تا ازفرقه رجوی کناره گیری نماید 

مرضیه زمانی که ازعراق به فرانسه رسید ازفرقه رجوی درخواست کرد تا تمامی عکس های او د رقلعه اشرف با  بالباس شبه نظامی را از رسانه های خود حذف نماید چراکه اسناد بدنامی او بودند _ مرضیه باهمه نادانی های سیاسی اش فهمیده بوددرلباس وکسوت  مزدور صدام درآمدن  بدنامی ورسوایی بسیار به همراه خوددارد   
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
اعلام رسمی وکتبی جدایی  مرضیه ازفرقه رجوی 2003 وفشار برای پشیمان کردن اوازاین تصمیم 

پس ازورود مرضیه به خاک فرانسه وسکنا گزیدن درقلعه اوور مرضیه کتبا تقاضای جدایی از فرقه رجوی را نوشته وبه  دست مریم قجر می رساند _ مریم قجر پس ازچندروز به ملاقات مرضیه رفته وبه ایشان می گوید : شورا ( رجوی معدوم ) با درخواست شما مخالفت کرده است 
با روشن شدن تصمیم مرضیه فرقه رجوی ایشان را درخانه ای درقلعه اوور تحت بازداشت خانگی قرارمی دهد وسه تن از بازجویان وشکنجه گران به نام های کبری رحیمی _ مریم اکبرزادگان ومهوش سپهری را مامور مغزشویی _ بازجویی و تحت فرمان درآوردن مرضیه می نماید .
 این گروه پس ازبازجویی ازمرضیه گزارش می دهند که اومصصم به جدایی است ولذا باید درکنار نشست و گفتگو راه های دیگر تحت فرمان قرارگرفتن نامبرده نیز آزمایش گردد وازاین زمان مرضیه تحت روش های سرکوب دارویی و  پزشکی ( تزریقی وخوراکی) نیزقرارمی گیرد .
ازسویی دیگر هنگامه امینی ( دختر ) وجانان خرم تلاش می کنند مجوز ملاقات بامرضیه را کسب نمایند و لذا پس از گذشت یک ماه فشار وسرکوب ودرمان ایدئولوژیکی ( ! ) این دو بطور جدا هریک موفق می شوند نیم ساعت با مرضیه ملاقات نمایند

هنگامه امینی پس ازملاقات مادرش را اور بیمار روانی مبتلاو به فراموشی  وجانان خرم اورا بهت زده ونوعی ازخود بی خود تعریف کرده است 
مرضیه دراین ملاقات ها به جانان وهنگامه می گوید بیمار وتحت درمان است ووقتی آنها از نوع درمان و داروهای مصرفی سئوال می کنند پاسخ می دهد که نمی داند و خواهرها به اوقرص می دهند وآمپول تزریق می نمایند
کنجکاوی های جانان خرم ازداروهای مصرفی نامبرده رابه این نتیجه می رساند که فرقه رجوی به مادر سالخورده او داروهای مخدر وروانگردان ومسکن های قوی تزریق کرده ومی خورانند _ آنها دراین ملاقاتها آگاه می شوند که علیرغم همه این شکنجه ها وفشارها مرضیه درعزم خود درمورد جدایی ازفرقه رجوی جدی است 
 ازسویی دیگر وقتی شکنجه گران فرقه مقاومت مرضیه را گزارش می کنند پروسه تهدید وارعاب مرضیه دراسارت وارد فاز اجرایی می گردد و این عوامل سرکوب فیلم ها وعکس های لحظات خصوصی زندگی مرضیه دراشرف واوور رابرای او نمایش داده وتهدید می کنند درصورت جدایی آنها را درسطح وسیع منتشرخواهند نمود 
دراینجاست که مرضیه در میان دوگزینه سخت جدایی وماندن قرارگرفته و مجبور به تسلیم وماندن  می گردد
پس ازشکستن مرضیه تعداد ملاقات های مرضیه با هنگامه وجانان افزایش می یابد مظافا براینکه دختر اوهنگامه دراین زمان مبتلا به سرطان ومشغول شیمی درمانی است 
بااین همه محدودیت های مرضیه همچنان باقی است واو ازحق هرگونه تماس با پسرخود محمود ملک احمدی محروم است 
بازجویان وشکنجه گران مرضیه به او می گویند که پسرش مامور اطلاعات رژیم است ولذا نمی تواند ونباید بااو بهرشکل تماس داشته باشد _  مرضیه درزندان فرقه اسیر  است 

 ماجرای اولین ملاقات مرضیه خارج اززندان و تصمیم او درمورد کنسرت 2007

 ارتباط مرضیه ازشروع زندان ( 2003 ) با دنیای خارج ازقلعه اوور کاملا قطع بوده است _ مرضیه طی این مدت در محل زندگی خود درقلعه محصور بوده ودرتنهایی کامل به سر می برده است 
مرضیه برای فرار ازاین تنهایی واسارت فراموش شدگی 
 پس ازمشورت با هنگامه وجانان به سران فرقه  پبشنهاد می دهد که به  اخرین آرزویش که اجرای کنسرت  به نفع  کودکان جنگ زده عراقی  است جامه عمل بپوشانند  _ مریم قجر بااین کنسرت بطور مشروط موافقت می کند وشرط اواین بوده که این کنسرت رافرقه رجوی برگزار کند وکه  در آن مراسم مریم قجر  مدال 50 سال فعالیت هنری را  مرضیه بعنوان مشاور هنری خود تقدیم نماید 

مرضیه گرچه درابتدابا این شرط موافقت می کند ولیکن طرح ازپیش تعین شده  خودرا  پس ازاعلام وتعین زمان ومکان کنسرت ( سالن المپیا _ پاریس )  روی میز قرار می دهد مبنی براینکه :

1__ این کنسرت باید بدون هرگونه  تبلیغ فرقه رجوی برگزار گردد _  

2 _ او بادریافت مدال هنری واصولا شرکت اعضای بالای فرقه درکنسرت موافق نیست 

3 _  کلیه درآمد این کنسرت باید به صندوق کمک به کودکان جنگ زده عراق واریز گردد

سران فرقه رجوی که درموقعیتی ازپیش نامشخص مواجه می گردند مجبور به قبول شرایط مرضیه می شوند
کنسرت 2007 درسالن المپیا بدون حضور سران فرقه وتبلیبغات فرقه رجوی وطبق خواست مرضیه مو به مو برگزار می شود 
اجرای این  کنسرت به این نوع  درحقیقت نوعی اعلام رسمی وعلنی جدایی مرضبه ازفرقه رجوی با رندی وزرنگی خاص مرضیه وهنگامه وجانان خرم می باشد 
دراین کنسرت جانان خرم برای اولین وآخرین بار یک ترانه دوصدایی با مرضیه اجرا می نماید 
درمورد انتقال درآمد این کنسرت به کودکان جنگ عراقی هیچ مستندی منتشر نشده وبنظر می رسد این درخواست مرضیه جامه عمل بخود نگرفته وفرقه رجوی درآمد کنسرت را سرقت کرده باشد
گرچه انتظاامات برگزاری این کنسرت بعهده اعضای فرقه رجوی بوده  ولیکن کوچکترین علائم تبلیغی این فرقه در این کنسرت وجود نداشته است واین درخواست مرضیه کاملا اجرا گردیده است 

کنسرت 2007 ( المپیا ) به نفع کودکان جنگ عراق بدون سواستفاده فرقه رجوی 
بوی جوی مولیان _ مرضیه وجانان خرم 2007 سالن المپیا _ پاریس

ملاقات اسماعیل وفا یغمایی با مرضیه دردوران اسارت ( 2006 )



مرضیه دردوران اسارت درفرانسه تنها درمواردی چند درقلعه اوور آنهم بصورت کوتاه وقت با هنگامه دخترش وجانان نوه اش ملاقات داشته که البته این ملاقات ها با دوربین مدار بسته تحت نظرقرارداشته وضیط می شده است 
طی این 7 سال پس از تقاضاهای مکرر مرضیه فرقه رجوی با ملاقات کنترل شده اسماعیل وفا یغمایی بادوست دیرینه وی  درمحلی خاص وازپیش مشخص شده مو افقت می کند 
دراین ملاقات علاوه برحضور افراد اطلاعاتی فرقه در اطراف محل ملاقات درکیف همراه مرضیه ضبط صوت کار گذاشته بودند ومرضیه نیز مکلف به استفاده ازیک عینک دودی بزرگ بوده است
مرضیه دراین ملاقات به گونه رمزی  تحت کنترل قرارداشتن رابا اشاره   به اسماعیل وفا یغمایی منتقل می نماید 
وبهمین دلیل گفتگوی خاص ومهمی بین این دو صورت نمی گیرد ولذا مرضیه موفق نمی شود سخنی غیر از امنیتی بودن ملاقات رابه وفا یغمایی منتقل کند _ توضیح اینکه در آن زمان یغمایی ازفرقه رجوی فاصله گرفته بوده است 
بهرصورت مرضیه در انتقال شرایط اسارت خود به اسماعیل وفا یغمایی موفق نمی گردد وبهمین دلیل است که اسماعیل وفا یغمایی ادعا کرده که او از نارضایتی مرضیه ازفرقه رجوی خبری ندارد ! 

سرقت 6 دفتر خاطرات سالها بی قراری مرضیه توسط جاسوسان مریم قجر

مرضیه ازدوران زندگی درقلعه مخوف اشرف تا اسارت درقلعه اوور خاطرات روزانه خودرا در دفترهایی می نوشته است واین یادداشت ها حاصل 12 سال زندگی او بوده است 
جاسوسان مراقب مرضیه ( کبری رحیمی _ مهوش سپهری ) بطور مرتب این دفترها ( ا6 دفتر ) را سرقت کرده ومورد مطالعه قرارداده ومطالب مندرج در آن را گزارش می کرده اند 
درسال 2009 مریم قجر دستور می دهد این دفاتر ازمحل خود سرقت گردیده ودراختیار او قرارگیرند
وقتی مرضیه از سرقت دفاتر خاطرات خود آگاه می گردد سراغ آنرا اززندان بانها می گیرد وآنها به مرضیه می گویند این خاطرات دردست مریم است ودرآینده ما آنرا تدوین و  منتشر خواهیم کرد !
سرقت این دفاتر ضربه روحی شدیدی به مرضیه وارد می نماید واو درخلوت خود سخت اندوهگین گشته  ومرتب  می گریسته است 
مریم قجر اما بسیارخرسنداست که این خاطرات را دراختیار خود گرفته است 
مرضیه تقاضای ملاقات بامریم قجر را ارائه می کند ودراین ملاقات با تندی به این سرقت واکنش نشان داده وخواهان پس دادن دفاتر خاطرات خود می گردد 
مریم قجر درپاسخ می گوید آنها درپیش ما امانت است تا درآینده تدوین وچاپ کنیم !
مرضیه اما قانع نمی شود وبرخواست خود اصرار می نماید 
مریم قجر به مرضیه می گوید : از فردا هرروز یکی ازخواهران پیش شما می اید وشما بقیه خاطرات خودرا برای ایشان بازگو کن تا وی  آنها را بنویسد وثبت کند !
سرقت 6 دفتر خاطرات مرضیه ضریه ای شدید به اووارد می کند وازاین زمان است بیماری سرطان  اوشدت یافته و به بیماری 
افسردگی نیر مبتلا می گردد 
مرگ نخستین فرزندش هنگامه امینی دراثر ابتلا به سرطان دراوائل سال 89 ضربه دیگری برروان مرضیه وارد نمود 
حسرت دیدار پسرش ازسال 1395 بدین سو که دراثر ممنوعیت تشکیلاتی فرقه رجوی ایجاد شده بود نیز ازجمله دردهای  بی درمان مرضیه بودند 

شدت گرفتن بیماری سرطان مرضیه وسفرجانان خرم به ایران 

همانگونه که قبلا اشاره کردم مرضیه درکسوت عرفان در آمده بود و هرساله به ماهان کرمان می رفت وبا مراد خود شاه نعمت الله ولی صوفی قرن هشتم درددل می کرد _ مرضیه درسفرآخر خود نیز به ماهان کرمان رفت و باتلاش فراوان توانست مجوز تدفین جسد خود در مزار شاه نعمت الله  را کسب نماید 
پس از مرگ هنگامه امینی دختر مرضیه بیماری وی هم شدت یافت وبهمین منظور دریک ملاقات خصوصی ازنوه خود جانان خرم درخواست کرد به ایران سفرکرده تا موجبات تدفین جسد او پس ازمرگ را درشهرماهان فراهم نماید
گرچه ازچگونگی  نتیجه تلاش های جانان خرم  مستندی دردست نیست ولیکن ایشان  درزمان حضور خود درایران مطلع می شود که حال مادربزرگش روبه وخامت نهاده و به فرانسه باز گردد و حدود یک هفته بعد مرضیه دربیمارستانی درپاریس فوت می نماید وموفق نمی شود به  آخرین  خود بخاطر اشتباهات گذشته جامه عمل بپوشاند 

دراینجا یادی کنم از خواننده ازدست رفته الهه  که اونیر فریب فرقه رجوی راخورد ومدتی درکنار آنها قرارگرفت 
الهه اما  برخلاف مرضیه  باهوش بود وپس ازشناخت فرقه رجوی فورا  ازاین گروه جداشد _ به میهن خویش بازگشت ودرسرزمین خود بدرود حیات گفت ودرهمانجا به خاک سپرده گردید _ فرصت بزرگی که مرضیه بزرگ از خود دریغ کرد 
افتخار بزرگی برای زنده یاد الهه  هنرمند شایسته که با بدرقه مردم و  بزرگان موسیقی در سرزمین خود تدفین گردید  >>>

ر فتی وندیدی با صدای خوش زنده باد الهه
رفتی وندیدی با صدای زیبای زنده یاد الهه
مراسم تدفین الهه با حضور بزرگان موسیقی ملی درایران

نگاهی به سابقه فریب خوردن برخی از هنرمندان ازفرقه رجوی

پس ازفرار مسعود رجوی وبنی صدر درسال 60 ازایران وورود به فرانسه  وسقوط خانه تیمی زعفرانیه وکشته شدن سر ان گروهک تروریستی بساط این فرقه درایران جمع گردید_ مسعود رجوی درفرانسه تلاش کرد تعدادی از هنرمندان دربرون مرز را بفریبد تا به خیال خودبرای گروهش پشتوانه ایجاد نماید  !
عماد رام ازنخستین هنرمندانی بود که درتور فرقه افتاد _ علت نزدیکی عماد رام به رجوی اعتیاد نامبرده به تریاک بود
امیر آرام  دومین هنرمند بی سواد ی بود که به دلیل بیکاری وعدم استقبال هنراو دربرون مرز درحلقه مزد بگیران فرقه رجوی در آمد _ مرضیه شکار بعدی بود که دربالا به  سرانجامش اشاره شد بانو الهه نیز مدت کوتاهی دردام فرقه افتاد که فورا متوجه اشتباه خود شد وجدا گردید _  محمد تقدسی  اپرخوان معروف هم مدتی فریب فرقه را  خورد  وبعد جدا گردید 
منوچهر سخایی به دلیل بیماری سرطان و مشکلات مادی دردام این فرقه افتاد
شاپور باستان سیر آهنگ ساز ونوازنده هم به تشوبق محمد شمس به این فرقه پیوست وبعدا جداشد 
فرقه رجوی همچنین درراه عارف وویگن هم دام نهاد که این دو با هشیاری  ازدام فریب جستند 
مرتضی برجسته  هنرمند دیگری بود که مدتی اسیرفرقه  شده بود وبعد جدا گردید
سران اینفرقه همچنین بارها تلاش کردند ابراهیم مددی ( ابی ) وداریوش اقبالی رافریب دهند که باشکست مواجه گردیدند
مرجان خواننده ورقاصه فیلم های آبگوشتی زمان پهلوی آخرین کسی است که برای تشکیل پرونده قلابی پناهندگی به مزدوری فرقه رجوی در آمد و گیسو چاکری بی هنربی سواد  هم به دام فرقه رجوی افتاد.

مرگ مرضیه با  عدم  واکنش واستقبال ایرانیان روبروشد
زنده یاد الهه بعد ازجدایی ازفرقه رجوی که نشان ازهوش ودقت ایشان بود به ایران بازگشت ودراثرابتلا به بیماری سرطان درگذشت _ درمراسم تدفین وبزرگداشت الهه علاوه برمردم بزرگان عرصه موسیقی ایران شرکت داشتند ( فیلم یالا )
درمراسم تدفین مرضیه از هزاران ایرانی دوستدار او خبری نبود وازبین شخصت های مطرح تنها هادی خرسندی ( هوادار ) ورضا دقتی ( عکاس ) شرکت داشتند _ علت این عدم واکنش تنها وتنها نزدیکی مرضیه به فرقه رجوی ( مزدوران صدام ) بود 
 نتیجه این دو نوشتار 
 دوستداران مرضیه بااین عدم واکنش به امثال او یاد آوری کردند که :
هنرمندان وشخصیت های محبوب ومطرح متعلق به همه مردم و دوستداران آنها می باشند ولذا یک گروه _ حزب ودولت نمی تواند ونباید شهرت و محبوبیت این افراد رابه نفع تفکرومرام خود مصادره نماید 
واگرهنرمندی با نا آگاهی دچار این اشتباه شد ( همانند مرضیه وفرقه رجوی ) آن فرد علیرغم هنر ومحبوبیت مورد نفی عموم جامعه قرار خواهد گرفت و سرانجامی چون مرضیه خواهد داشت که دراسارت وبدنامی ازاین دنیا رخت بربست هرچند که در 7 سال آخر زندگی خود ازاین گروه تروریستی جداشده بود
نزدیکی هنرمندان به سیاست وگروهک وحزب ها ودولت ها هیچ سرانجامی جز بدنامی ندارد 
البته همه هنرمندان باید تحت تاثیر مسائل اجتماع خود وجهان باشند و واکنش نشان دهند ولیکن اینگونه واکنش ها را یباید درخلاقیت های هنری و آفرینشگری های خود نشان دهند نه درموضع گیری گروه وگروهک ها
گروه ودولت وحزب وگروهک ها می ایند و پس ازمدنی به تاریخ می پیوندند 
 آنچه همیشه اما ماندگار می ماند صداست 
به پایان آمد این دفترحکایت همچنان باقی 
باران می بارد باصدای جانانه مرضیه >>>
باران می بارد مرضیه _ آلبرت هال لندن 1995
ارشیا ارشادی _ نویسنده و پژوهشگر مستقل 
وهمچنان دوستدار صدای ماندگار مرضیه نازنین 1303/1389


از نقد ونقد پذیری تا قضاوت _ ازحریم خصوصی تا همگانی و گلوبالیسم وشلوارهای پاره

تلاشگران محیط زیست را آزاد کنید   دشمن درجای دیگری درکمین است آدرس غلط ندهید  &&&&&&&&&am...