۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۴, جمعه

ماجرای تشدید علائم بیماری های روانی مریم قجر رجوی و تجویز مجسمه درمانی ازجانب پزشکان برای نامبرده

با شدت گرفتن بیماری های روانی  مریم  قجر رجوی پزشکان  برای وی مجسمه درمانی تجویز نمودند 


فرمانده ثریا وعلامت پیروزی تحصن خانواده ها وسقوط قلعه مخوف اشرف سال 1392
ارشیا ارشادی 2016/05/12
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
یک آگاهی رسانی _ یک یاد آوری ویک تکرار درخواست نویسنده 
الف_ آگاهی رسانی _ بنا به گزارش27 اردیبهشت  مسئول پلیس ایران یکی از اعضای فرقه تروریستی رجوی که در اقدام جنایتکارانه 7 تیر 1360 شرکت داشته توسط پلیس بین الملل درکشور آلبانی شناسایی گردیده است _ تلاش برای استرداد فردیادشده  به ایران ادامه دارد ...
***************
>>>>>>>  زنان اسیر درفرقه تروریستی رجوی <<<<<<<<
**********************************

www.fergeh_rajavi.niloblog.com


*******************************


***************************


پیشنوشت _ گرچه سابقه بیماری های روحی _ روانی مریم قجر به سال ها پیش ( س 2000 ) بازمی گردد ولیکن بناببر  آگاهی های رسیده از داخل قلعه اوور طی یک سال گذشه این بیماریهای وی  شدت گرفته اند بطوریکه نامبرده مدتی دربیمارستان روانی بستری یوده ومدتی هم دراقامتگاه خویش به تخت زنجیر شده است_ دراین نوشتار کوتاه به شرایط کنونی نامبرده خواهم پرداخت 

یکی ازبچه های ساخت وبزرگ شده قلعه مخوف وسقوط کرده اشرف 
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
شدت گرفتن علائم بیماری های روانی روبه جنون 

اکنون گرچه باتلاش پزشکان ازشدت بیماری نامبرده  تا حدودی کاسته شده ه ولیکن وی همچنان به شدت تحت نظر قراردادرد_  بنابرهمین گزارش تشدید بیماری مریم  با  علائمی   خودرا نشان داده اند که عبارتند از >>>
1 _ بی خوابی وکم خوابی  _ 2  _ گم کردن شب وروز_ 3   _ وراجی زیاد درخواب
4 _ جیغ کشیدن ودادن  فحش های رکیک به خواهر مادر اوباما و دیوید کامرون وو. ( بخاطر راه ندادن او به امریکا وانگلیس طی 13 سال گذشته )
 5_ ازدست دادن  قدرت کنترل ادرار 
6 _ ترس ووحشت ازکوچکترین صدا 
7 _ حرف زدن با در و دیوار 
8 _ پنجول کشیدن به آجر
9 _  کندن گیس های کلفت ها  وتف کردن به آنها 
10 _ واق واق کردن صبح زود 
11_ خود آزاری و جردادن لباس 
12 - زندانی کردن خود در توالت 
13 _ علاقه مندی زیاد با بازی کردن گرگم به هوا با پاتریک کندی (  دوست پسر ونوکر امریکایی ساکن اوور )
14 _ ماچ کردن  دائم عکس استیونسون واخویدال 
15 _ گریه کردن مدام برای صدام حسین 
16_ تلاش برای خودکشی وخود سوزی
17_ به خط کردن مرتب  نوکرها وکلفت ها وسان دیدن از آنها
18_ خوابیدن وغلط زدن روی چمن ها و خلاصه حسابی وضعیت قلعه اوور رابهم ریخته وراه می رود وفریاد  می زند که : برید کنار  من خواهردوقلوی گودزیلا هستم 

اخیرا یک گروه 12 نفره از متخصصین بیمای های روحی روانی یک کمیسیون پژشکی تشکیل دادند تا راه های جلوگیری وکنترل بیماری نامبرد را مشخص نمایند  و درنتیجه با توجه به اعمال ورفتارغیر طبیعی  چندسال گذشته به اطرافیان  نامبرده توصیه کره اند گرچه بیماری های او غیر قابل معالجه است ولی بدنیست  که روش "  مجسمه درمانی " _ راهم برای نامبرده ازمایش کنند 
وبهمین دلیل چند مجسمه درحیاط ازدوگاه قرارداده اند و مریم هروز می رود ساعاتی بااین مجسمه ها صحبت می کند 
قبل از شروع درمان درمحل سکونت اورا تحت حفظ به میدانی درپاریس بردند تا برای امتحان او باآن مجسمه شروع به صحبت   کند 
مریم درحال مجسمه درمانی دریکی از روستاهای حومه پاریس 

گروه پزشکی قبلا یک دستگاه ضبط صدا یطور مخفیانه کنار مجسمه قراردادند تا ببینند مریم با مجسمه چه حرف هایی می ند تاشاید بتوانند ازلابلای این حرف ها دلیل شدت گرفتن بیماری  او رامشخص نوده ونوع درمان را نیز تعین نمایند 
چند روز پس ازاین ازمایش یک نفر ازاعضای  تیم پزشکی مریم قجر رجوی نوار گفتگوی مریم رابا مجسمه برای من ارسال نمود که من سخنان  مریم با مجسمه را از روی اصل  گفتگو  پیاده کردم که  آنرا درزیر خواهید خواند .


درد دل مریم قجر رجوی با مجسمه ای درپاریس 

مریم : ای اقا من نمی دانم که تو چندوقت است اینجا ایستاده وچشم براه چه کسی ویا چه چیزی هستی ؟ ولی منهم مثل تو سالهاست منتظرم و خودم هم البته نمی دانم منتظر چی ولی مسعود معدوم گفت تا لحظه مرگ باید منتظرباشی وقتی پرسیدم منتظر چی گفت : این ازاسرار مگوست  وبه تومربوط  نیست وتو فقط منتظر باش وفضولی هم نکن 
  ای اقا مجسمه عزیزم

خوش بحالت تنهایی و کسی دور وبرت نیست _ من بیچاره رابگو یک مشت گاو وگوسپند کودن  وعاجز وپیروپاتال وبیمار ریخته دور وبرم _ 24 ساعته باید باهاشون سروکله بزنم وهی عملیات جاری وغسل روزانه وهفتگی برگزار کنم  اخرش هم هیچی به  هیچی _ همین دیروز یک گزارش اومد روی میزم که چه نشستی که شهرزاد صدر داشته با یک بادمجون 30 سانتی می رفته تو توالت _ آخه  من چی بگم ؟ دردامو کجا فریاد بزنم بیش از دودهه است که شب وروز به این زنها میگم مسعود گفته  جنسیت ممنوع _ فردیت ممنوع  ولی چون کودن هستند مثل خودم نمی فهمند هنوز  دنبال خیاروکدو وبادمجون می گردند .


مجسمه جان 
خوش به حالت که نه اقا رئیس ونه مثل من خانم رئیسی 

آخه من بدبخت چه گیری کردم ؟ دوهزارتا اسکل تو لیبرتی _ 500 تا نوکر وکلفت چیزنفهم کره بز اینجا _ هزارتا مخ اکبند تو آلبانی  و تعدادی مزدور وجاسوس الاغ هم این اواون گوشه روسرکچل من سوارند و بزگله شون  منم _ چه خاکی توسرم بریزم ؟  میگن حقوقمون کمه _  حق سکوت روزانه از من طلب می کنن _ این فیل آبی  قراضه یک مدال حلبی  اسیایی بخشیده بمن حالا میگه   باید خرج زن وبچه ومادروپد وعمه وخاله وهمسایه خونمون تو روستای ولایتم را تو بدهی وگرنه مدالم را پس می گیرم _ این آشغال کله خزایی درخواست کرده کلمه ای برای چرت وپرت هاش من پول بدم  _ ای تف بروی شمامزدبگیر های پررو .

 آقا مجسمه کمکم کن 

اخه تو بیچاره ترازمن دیده ای ؟
دیروز این ربابه مشهدی از لیبرتی  گزارش فرستاده که تعداد 250 نفررزمنده درنوبت مرگ  تقاضای دست وپای مصنوعی تازه دارند ومیگن ازاینها خسته شدیم _ کهنه شدن  _ کثیفند


مجی جان قربونت برم 

خوش به حالت یک جا وایسادی کسی هم باهات کاری نداره _ من بیچاره بااین که مثل تو همش یک جا وایسادم ولی همه بامن کار دارند  مخصوصا این اضداد ما  و بریده و فرارکرده ها که هی بمن بند می کنند ومی گن دندونات مصنوعیه _ چشات چشم گوسپند وبزه _ لباست پرده اتاقه _ چندین نوع سرطان داری _ سینه هات مصنوعیه  _ صدات عین صدای غازه _ رحم وتخمدان نداری _ فرانسه وانگلیسی  را از رو متن فارسی می خونی _ ماده الاغی _ بیسوادی _ قله بلاهت هستی ووو 

مجسمه جونم _ آقا

تو مجسمه مردی _ مسعود هم عین  تو مجسمه یک مرد بود _ نه حرکتی _ نه حسی نه تکانی درست مثل تو  _ اشرف وفیروزه هم همین را شهادت داده اند که مسعود  یک مجسمه بود_ بجون تو اصلا تکون نخورد درست مثل تو حتی با چرتقیل سید ارئیس صدام 

مجی جونم 

تو چقدر فدبلند وخوش تیپی   حتما حرفهای منو خوب می فهمی  کاش می تونستم  بچه ها ا بفرستم تو را بدزدند بیارند تو اوور
ولی نمی شه ..... هنوزمن بابت اون گلدون دزدیها از گورستان اوور باید برم دادگاه جواب پس بدم 



مجسمه عزیردلم 
 کاش منهم مثل توبودم _ همه ازبغلم  رد می شدند وبرخی هم بهم دست می مالیدند _ کاش  مثل تو دل وجرات داشتم ونمی ترسیدم _ دیگه من به کی میتونم اعتماد کنم ؟  گزارش دارم که خو.اهر مهوش با یک مرد مالی _ اجتماعی ریخته روهم .رفته خونشون انقلاب ایدئولوژیک کرده _ ای تف به تو مهوش تومگه زن مسعود نشدی مگه من خودم معامله را جوش ندادم وتو یادگرفتن رقص رهایی کمکت نکردم  ؟ چطور نتونستی غول جنسی رابزنی زمین ؟  وقتی توکه  درس انقلاب ایدئولوژیک می دهی اینطوری " وسی ات"  سوراخ بشه  وباد بدی  من از دیگران چه توقعی می توانم داشته باشم  ؟


ای مجسمه دلبندم 

چه خوب که تو تنها کسی هستی که متو می فهمه _  مجسمه جون کمکم کن من حامله نیستم ولی دارم میزام 

دوستت دارم  مجسمه ..مااااااااااااااااااااااااااچ ماااااااااااااااااااااچ مااااااااااااااااااچ خاک برسر مسعود معدوم عنن _ ابتر 

ارشیا ارشادی 2016/05/12

قابل توجه >>>> استفاده از کلیه متن های آگاهی بخش این دفتر بصورت کامل  وبا قید نام نویسنده برای همگان ازاد می باشد >>>> سپاسمندم اگر   دنبالک این دفتر را دردنیای مجازی منتر کنید ........ارشیا















از نقد ونقد پذیری تا قضاوت _ ازحریم خصوصی تا همگانی و گلوبالیسم وشلوارهای پاره

تلاشگران محیط زیست را آزاد کنید   دشمن درجای دیگری درکمین است آدرس غلط ندهید  &&&&&&&&&am...